السيد ابن طاووس ( مترجم : الطبسي )
54
مهج الدعوات ومنهج العبادات ( فارسى )
ب : حرز ديگر در معنى حرز سابق كه از حضرت امام موسى بن جعفر عليهما السّلام منقول است ( 1 ) علىّ بن عبد الصّمد گفته كه خبر داده است مرا شيخ جدّ من به اين نحو كه بر او حديث خوانده شد و مىشنيدم من در ماه شوّال سنه پانصد و بيست و نه سال هجرى كه جدّ من گفت : مرا شيخ والدم ابو الحسن فقيه رحمه اللَّه حديث نموده كه گفت خبر داده ما را سيّد ابو البركات رحمه اللَّه در سنهء چهار صد و چهارده هجرى و او گفت كه حكايت نموده به ما شيخ ابو جعفر محمّد پسر على ولد حسين بن موسى بن بابويه و او گفته كه حديث نموده ما را محمّد بن موسى بن المتوكل ، از على بن ابراهيم بن هاشم ، از پدر خود كه گفت خبر داده ما را حسن بن علىّ بن يقطين و او گفت حديث نموده به من حسين بن على ، از پدر خود و او از علىّ بن يقطين كه گفت ابن بابويه و حديث نموده ما را احمد بن يحيى كاتب كه نقل نموده به ما ابو الطيب احمد بن محمّد ورّاق گفته كه : حديث نمود ما را علىّ بن هارون بن سليمان نوفلى و او گفت كه حديث نمود مرا پدرم از علىّ بن يقطين آن كه گفت بالا برده شده و رسيده است خبر به حضرت ابو الحسن موسى بن جعفر عليهما السّلام و جماعتى از اهل بيت آن حضرت در نزد آن حضرت حاضر شده بودند به سبب آن كه به ايشان رسيده بود كه موسى بن مهدى عبّاسى كه نوبت خلافت به او رسيده بود ، در خاطر دارد و اراده نموده كه آن حضرت را آزار رساند و شهيد نمايد . پس آن حضرت به اهل بيت خود فرمودند كه : چه مصلحت مىبينيد و راى شما چيست ؟ ايشان گفتند كه : راى ما آن است كه بايد شما از او دور شويد و خود را از او غايب گردانيد . پس بدرستى كه از شرّ او ايمن نيستيم . پس آن حضرت تبسم نموده شعرى فرمودند كه آن اين است : زعمت سخينة « 1 » أن ستغلب ربّها * فليغلبنّ « 2 » مغلّب [ مغالب خ . ل . ] الغلّاب « 3 » ( 2 ) يعنى گمان نموده سخينة « 4 » ( يعنى موسى عبّاسى خليفه ) ، آن كه غالب مىشود بر پروردگار خود يعنى بر كسى كه خدا بقاء او را خواهد و از جانب او امام باشد . پس هر آينه البته كه غالب مىشود بر او كسى كه بسيار غلبهكننده است بر هر صاحب غلبهاى . يعنى هر آينه خداى تعالى بر او غالب خواهد شد . پس دستهاى مبارك را به سوى آسمان بلند فرمودند و اين دعا را خواندند و دعا اين است : اى خداى من بسا از دشمنى كه تند كرده از براى من تندى كارد بزرگ خود را و تنگ نموده از براى من دم حدّت غضبش را و خويسانيد از براى من « 5 » زهرهاى كشندهاش را
--> ( 1 ) اين شعر در اين مقام ضرب المثل است و سنخينة نام زنى بوده كه قتل كسى را اراده داشته است و در آخر خود كشته شده و ظفرى بر خواهش خود نيافته ، و در اين مقام كنايه است از اراده نمودن موسى عبّاسى قتل آن حضرت را و خبر ندارد از آن كه خداى تعالى فرصت و مهلت به او نداده ، او را خواهد كشت و ممكن است كه سخينة لقب موسى عباسى باشد چه آن نيز از جماعت قريش بوده چنانچه از فيروزآبادى نقل شده . و اللَّه يعلم ( 2 ) و احتمال دارد كه فليغلبنّ به ضمّ « ياء » خوانده شود كه صيغهء مجهول باشد . يعنى هر گاه موسى گمان دارد كه غالب خواهد شد پروردگار خود را ، پس لازم آيد كه مغلوب گردد بسيار غلبهكنندهاى بر غلّاب يعنى لازم آيد كه العياذ باللَّه خداى تعالى مغلوب او شود و اين خود محال است . پس گمان او نيز باطل است و اين احتمال بعيد است ، چنانچه بر متأمّل در فقرهء بعد از اتمام دعا مخفى نماند . و اللَّه يعلم ( 3 ) و بعضى گفتهاند كه غلّاب اسمى است از اسماء اللَّه به معنى بسيار غلبهكننده و ذكر آن بعد از مغلب از جهت تاكيد است . ( 4 ) فيروزآبادى نقل نموده كه سخينه در اصل طعامى بوده كه از آرد گندم و آب طبخ مىنمودهاند در نهايت روانى و بعد از آن ، از راه سرزنش و عيب لقب طايفهاى از جماعت قريش گشته ، زيرا كه از جهت دنائت ، اكثر اوقات غذاى ايشان آن بوده و از آن محظوظ بودهاند . و اللَّه يعلم ( 5 ) يعنى زهرهاى كشنده را در آب يا چيزى غير آن داخل نموده از براى كشتن من .